در نهج البلاغه حکمه338 حضرت علی «ع» می فرماید:
علم دو گونه است:علم فطری وعلم اکتسابی واگر علم اکتسابی هماهنگ با علم فطری نباشد.سودمند نخواهد بود.
ومولوی هم در همین زمینه این حدیث را توضیح می دهد.چاه باید از خودش آب داشته باشد وگرنه چاهی که با تزریق آب از بیرون بخواهد سرپا بماند دوامی نخواهد داشت.انسان نیز باید عقل و خرد درونی و ذاتی خودش را به کار اندازد و تقویت کند وگرنه اگر تعقّل و تفکّر درستی نداشته باشد با خواندن هزاران کتاب و یا گوش کردن هزاران سخنرانی چیزی عاید انسان نخواهد شد.که اگر آب دانش از سینه بجوشد دیگر آن آب نه گندیده شود و نه زرد.چشمه را از درون خویش باید بجوئیم که به فرمودۀ پیامبر(ص) ساعتی تفکّر از هفتاد سال عبادت بالاتر است.ممکن است مسیری را بدون تفکر سالها بپیماییم و لحظه ای متوجه شویم که جهت حرکتمان اشتباه بوده است و در مسیر اشتباه با شتاب هرچه تمام راه میپیموده ایم.پس اول تعیین جهت حرکت و سپس حرکت نمودن.
عقل دو عقلست، اول مکتبی که در آموزی ،چو در مکتب صبی
عقل تو افزون شود بر دیگران لیک توباشی زحفظ آن گران
لوح حافظ تو شوی،در دور وگشت لوح محفوظست،کوزین در گذشت
عقل دیگر بخشش یزدان بود چشمۀ آن در میان جان بود
چون زسینه آب دانش جوش کرد نی شود گنده،نه دیرینه نه زرد
ور ره نقبش بود بسته ،چه غم کو همی جو شد زخانه دم به دم
عقل تحصیلی مثال جویها کان رود در خانه ای از کوی ها
چون که راهش بسته شد،شد بینوا تشنه ماند وزار با صد ابتلا
از درون خویشتن جو چشمه را تا رهی از منّتِ هر ناسزا
جهد کن تا پیر عقل ودین شوی تا چوعقلِ کل، تو باطن بین شوی
عقل ضدِّ شهوت است، ای پهلوان آن که شهوت می تند،عقلش مخوان
وهم خوانش، آنکه شهوت را گداست وهم، قلب ونقد زر عقل هاست
بی محک پیدا نگردد وهم عقل هردورا سوی محک کن زود نقل
این محک قرآن وحال انبیا چون محک هر قلب راگوید:بیا
تا ببینی خویش را ، زآسیب من که نه ای اهل فراز وشیب من
عقل راگر اره ای سازد دو نیم هم چو زر باشد در آتش او به سیم
در دفتر چهارم ص 583 درباره عقل و وحی می گوید:
این نجوم وطب وحی انبیاست عقل وحس را سوی بی سو، ره کجاست
عقل جزوی،عقل استخراج نیست جز پذیرای فن ومحتاج نیست
قابل تعلیم وفهم است این خرد لیک صاحب وحی تعلیمش دهد
جمله حرفت ها یقین از وحی بود اول او،لیک عقل آن رافزود
هیچ حرفت را،ببین کاین عقل ما تاند او آموختن بی اوستا؟
گر چه اندر مکرموی اشکاف بد هیچ پیشه رام،بی اُستا نشد
دانشِ پیشه از این عقل َار، بدی پیشه ی بی اوستا حاصل شدی
